سلسله گفتمان «کدام افغانستان» با رونمایی کتابی تحت همین نام در برلین آغاز شد

انستیتوت تحقیقاتی و آموزشی باختر برنامه رونمایی کتاب و آغاز سلسله گفتمان «کدام افغانستان» را در کافه دیوان برلین برگزار کرد. برگزار کنندگان می‌گویند که هدف‌شان، آغاز سلسله گفت‌وگوهای آکادمیک، تخصصی و غیرسیاسی درباره موضوعات مختلف برای آینده افغانستان است. سخی بیراملی، نویسنده کتاب و یکی از سخنرانان برنامه، می‌گوید که می‌خواهد با چنین نشست‌هایی، گفت‌وگوهای مردم‌محور و شهروند‌محور را به‌ویژه در میان نسل‌های نو افغانستان ایجاد کند. او گفته است تا زمانی که این کار انجام نشود، نمی‌توان مسایل بزرگ کشور را حل کرد. در این برنامه تعداد زیادی از دانشگاهیان، متخصصان، خبرنگاران و اعضای جامعه مدنی اشتراک کردند. قرار است این سلسله گفت‌وگوها در سال جاری در شهرهای دیگر جهان، از جمله بروکسل، آمستردام، ریاض، لندن، استانبول، اوتاوا و واشنگتن دی‌سی نیز برگزار شود. کتاب «کدام افغانستان» در اوایل همین سال از سوی انتشارات خیام در بروکسل به زبان انگلیسی نشر شد. جلد اول این کتاب، تصویر مقایسوی از وضعیت گذشته و حال افغانستان، تفاوت آن با دیگر نقاط جهان و راه‌های بیرون‌رفت از بحران‌های این کشور را در یازده فصل بررسی می‌کند. سلسله نشست‌های «کدام افغانستان» نیز بخشی از این تلاش‌ها دانسته شده است. قرار است یافته‌های این گفتمان‌ها نیز در آینده منتشر شود.

مراسم رونمایی کتاب و سلسله گفتگوهایی «کدام افغانستان» | برلین

Book Launch & Dialogue Series: “Which Afghanistan” | Berlin قرار است مراسم رونمایی کتاب «کدام افغانستان» طی یک برنامهِ در شهر برلین آلمان برگزار شود.از دوستان و علاقمندانی که میخواهند در این برنامه شرکت کنند صمیمانه تقاضا میگردد تا جهت هماهنگی های بهتر، فورم آنلاین ذیل را خانه پری نمایند. یادداشت مهم: گنجایش شرکت حضوری در این برنامه تکمیل گردیده است. اکنون ثبت‌نام تنها برای اشتراک آنلاین (مجازی) امکان‌پذیر می‌باشد. We are excited to host a book launch event for ‘Which Afghanistan’ in Berlin, Germany. We warmly invite anyone interested in attending to complete the online registration form below so we can make the best possible arrangements. Important Update: Please note that our in-person capacity has been reached. We are now only accepting registrations for online/virtual attendance.

انتشار کتاب جدید از هم‌بنیان‌گذار انستیتوت باختَر: کدام افغانستان؟

انستیتوت باختَر با کمال افتخار نشر اثر پژوهشی و راهبردی جدید سخی بیراملی، هم‌بنیان‌گذار و عضو هیئت مدیره این نهاد را تحت عنوان «کدام افغانستان؟ راه‌های رسیدن به یک آینده‌ای بهتر» اعلام می‌دارد. این کتاب که در جنوری ۲۰۲۶ توسط انتشارات «خیام» در بلجیم به زیور چاپ آراسته شده، اخیراً طی مراسمی در شهر ژنو سویس رونمایی گردید. فراخوانی برای بازگشت به گفتمان ملی در شرایطی که افغانستان با بحران‌های چندلایه، از انسداد سیاسی و آموزشی گرفته تا چالش‌های اقتصادی، روبروست، سخی بیراملی در این اثر تلاش کرده است تا پرسش‌های بنیادین را به مرکز توجه جهانی بازگرداند. این کتاب نه به عنوان یک نسخه تجویزی، بلکه به عنوان یک «دعوت‌نامه برای گفتگو»، ۱۱ پرسش محوری را مطرح می‌کند؛ پرسش‌هایی که ساختارهای قدرت، ارزش‌های ملی و نوع رهبری مورد نیاز برای فردای افغانستان را به چالش می‌کشد. محورهای کلیدی کتاب از نهادسازی تا رهبری زنان: آقای بیراملی که تجربیات ارزنده‌ای در حوزه‌های صحت عامه، دیپلوماسی سلامت و توسعه پایدار دارد، در این کتاب بر چند محور اساسی تأکید ورزیده است. نقد توهم ثروت طبیعی: نویسنده با تحلیل تطبیقی میان کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه، استدلال می‌کند که وفور منابع زیرزمینی بدون وجود نهادهای پاسخگو و مدیریت شفاف، به جای توسعه به فساد و بی‌ثباتی منجر می‌شود. آموزش و نقش کلیدی زنان: کتاب «کدام افغانستان»، آموزش دختران و حضور معنادار زنان در سطوح رهبری را نه یک انتخاب، بلکه «ستون فقرات» بازسازی و انسجام اجتماعی کشور می‌داند. نویسنده با ارائه شواهد عینی نشان می‌دهد که مشارکت زنان همواره به بهبود حکمرانی و سلامت عمومی منجر شده است. تعامل هوشمندانه با جهان: در بخش دیپلوماسی، نویسنده از ضرورت یک راهبرد میانه سخن می‌گوید؛ رویکردی که در آن افغانستان به جای انزوا یا وابستگی مطلق، توان مدیریت وابستگی‌ها و تبدیل شدن به پل ارتباطی منطقه را پیدا کند. درباره نویسنده سخی بیراملی، هم‌بنیان‌گذار و عضو هیئت مدیره انستیتوت باختَر، پژوهشگر شناخته‌شده در حوزه‌های صحت عامه، دیپلوماسی سلامت و توسعه پایدار است. او سال‌های متمادی از عمر خود را وقف تحقیق در مورد چالش‌های ساختاری و سیاسی افغانستان کرده است. رویکرد پژوهشی بیراملی بر پیوند میان دانش بومی و الگوهای موفق جهانی استوار است. او در تلاش است تا با ارائه تحلیل‌های مبتنی بر شواهد، مسیرهای عملی برای گذار افغانستان از وضعیت بحران به ثبات و شکوفایی فراگیر را ترسیم کند. تمرکز اصلی فعالیت‌های او بر تقویت نهادهای ملی، ارتقای سرمایه انسانی و ایجاد ظرفیت‌های مدیریتی برای رسیدن به اهداف توسعه پایدار در افغانستان متمرکز است. نگاه انستیتوت باختر انستیتوت باختر به عنوان نهادی پیشرو در تحلیل مسائل افغانستان، انتشار این اثر را گامی مهم در جهت تقویت ادبیات راهبردی و پژوهش‌محور می‌داند. سخی بیراملی در این کتاب با تلفیق سنت‌های مشورتی بومی و اصول مدرن مشارکت سیاسی، چارچوبی را پیشنهاد می‌دهد که در آن هیچ گروهی، از زنان و جوانان گرفته تا اقلیت‌های به حاشیه رانده شده، از مسیر ساختن آینده جا نمانند. نویسنده در بخشی از مقدمه کتاب تأکید می‌کند: این اثر سندی نهایی نیست، بلکه آغازی است برای یک بحث فراگیر میان شهروندان داخل و دیاسپورای افغان تا دوباره بپرسیم: ما چه افغانستانی می‌خواهیم؟ انستیتوت باختر ضمن تبریک به آقای بیراملی، امیدوار است این اثر منبعی الهام‌بخش برای پژوهشگران، سیاست‌گذاران و تمامی کسانی باشد که برای یک افغانستان عادلانه و پایدار تلاش می‌کنند. مجموعه مقالات انستیتوت باختر، بیانگر نظر نویسندگان آن است. انستیتوت باختر، می‌کوشد تا با انتشار مطالب از طیف‌های مختلف چشم‌انداز متنوع و متوازنی از دیدگاه‌ها ارائه دهد. نظریات ارایه شده در این مقالات، به هیچ صورت نشان دهنده موقف این نهاد نمیباشد و مسولیت آن نیز بدوش نویسنده میباشد.

صلح از زاویه دیگر

ریشه جنگ را چی در ذات انسان و چی در محیط زندگی او بدانیم، بخش بزرگی از زندگی انسان در منازعات و کشمکش های خشونت بار سپری شده است. جنگ همزاد بشر است و بنا بر برخی برآوردها تنها هشت درصد زندگی انسان در صلح و بقیه در جنگ سپری شده است. به موازات این دوره طولانی، جنگ عنصر مهم شکل دهنده زندگی اجتماعی انسان چه در بعد فیزیکی و چه در بعد معنوی بوده است. از این منظر، جنگ الزامات و آثار خود را در درازنای تاریخ بر پیشانی تمدن و فرهنگ حک کرده است. در جوامع بدوی فرهنگ و تمدن انسانی معطوف به تقدیس جنگ و خشونت و مشروعیت دهی به آن بود. بلحاظ ساختار و سازماندهی زندگی اجتماعی نیز جنگاوران و سلحشوران در سلسله مراتب اجتماعی در جایگاه نخست قرار داشتند. فرهنگ و تمدن انسان در عصر جدید نیز با محوریت جنگ هویت پیدا کرده اما با این تفاوت که این بار تلاش کرده است تا خشونت و جنگ را سازمان یافته و قانونمند نماید. فرهنگ هویت یافته بر محور خود/دیگری از یکسو و مرزبندی ها و ترسیم نقشه جهان بخوبی نشان می دهد که زندگی انسان بر اصل تنازع و کشمکش استوار است تا مشارکت، همپذیری و توافقات و رویکردهای مسالمت امیز. در همین گذشته نزدیک می توان از جنگ های جهانی اول و دوم یاد کرد که بر فرهنگ و صورتبندی جهان جدید تاثیر انکارناشدنی و تا حدودی قاطع داشت.  از سوی دیگر، نمی توان نادیده گرفت که هم ساختارها و صورتبندی زندگی و هم فرهنگ و ارزش های انسانی بر نحوه کاربست خشونت تاثیر گذار بوده است. تغییر اشکال اعمال و کاربرد خشونت و جنگ و پیدایش پدیده های چون جنگ نرم و خشونت ساختاری بیانگر تاثیر مهم ساختارها و فرهنگ انسانی بر واقعیت خشونت ورزی و جنگ است. این تاثیر متقابل، نشانگر این امر مهم است که جنگ و خشونت لایه ها و ابعاد گوناگونی دارد که حضور خود را در زندگی بشر به اشکال گوناگون حفظ و بازتولید کرده است. واقعیت اینست که منازعه و رقابت اساس تحولات و پیشرفت بشر در طول  تاریخ است و جنگ را نیز باید در این راستا و یکی از نمونه های بارز و خشونت بار این وضعیت پیچیده و رقابت امیز انسان درک کرد. از این منظر، پیدایش دنیای جدید نه با حذف و نابودی خشونت و جنگ بلکه با تغییر ماهیت و اشکال کاربست خشونت میسر شده است. بدین لحاظ دنیای جدید چیزی نیست جز اینکه کاربرد خشونت و زور عریان جای خودرا به پیروی از قانون داده که البته در درون خود الزامات معطوف به قدرت و خشونت را حمل می کند. در این راست است که چارچوب ها و مکانیزم های مشارکتی و تاحدودی مبتنی بر توافق برای ایجاد نظم و تامین منافع داده است که با تامل عمیق تر می توان اراده معطوف به قدرت را در ان بخوبی یافت. بدین لحاظ تمدن و پیشرفت بشر نه با حذف جنگ، که با تغییر ماهیت و کاربست ان حاصل شده است. نظریات خوشبینانه دانشمندان در قرن 18 مبنی بر این که با پیشرفت تکنولوژی در نهایت بشر قادر خواهد شد تا جنگ و خشونت را از زندگی خود حذف کند همانند رویاهای تعبیر ناشده باقی ماند. بهمین دلیل تلاش های قرون بعدی بشر بجای توجه به حذف جنگ، بیشتر صرف تغییر اشکال ماهیت خشونت و بوجود اوردن سازوکارهای نهادینه، عقلانی و مشروع برای کاربست ان از یکسو و  کاهش پیامدهای اعمال خشونت و جنگ از سوی دیگر معطوف شد. اگر بدرستی همانند ماکس وبر جهان مدرن را محصول گذار از خشونت عریان و لجام گسیخته به نوع سازمان یافته و مبتنی بر سازوکارهای تعریف شده آن (دولت مدرن) بدانیم، پرسش اساسی اینست که این گذار تاریخی و تاثیر گذار چگونه ممکن شده است؟. راز موفقیت و شکست کشورها در ورود به دنیای جدید را دقیقا باید در پاسخ به همین پرسش جستجو کرد. از هر منظری که دیده شود، بنظر می رسد گذار جوامع از خشونت لجام گسیخته و عریان به خشونت ساختاری، قانونمند و سازمان یافته در گام نخست نه از طریق گفتگو و توافق بلکه از طریق رویکرد واقعگرایانه موازنه قدرت ممکن شده است. نمونه های بی شمار از منازعات و کشمکش های خشونت امیز را درتاریخ سراغ داریم که تنها زمانی به ارامش و صلح منتهی شده که در ان جوانب درگیر به این نتیجه رسیده اند که از طریق جنگ عریان نمی توان طرف مقابل را حذف کرد و بنابراین باید راهی برای زیست باهمی را در پیش گرفت. مانند بسیاری موارد دیگر، این بار نیز این واقعیت سخت جان (امکان ناپذیری حذف دیگری) است که خود را بر اراده و اندیشه ادمی (تلاش برای حذف دیگری) تحمیل می کند. به همین دلیل است که در مواردی که گروههای اجتماعی امکان حذف، نابودی و حتی به حاشیه راندن طرف مقابل را پیدا کرده است نیاز به صلح و توافق ندیده و مسیر تحولات اینده را از طریق پیروزی در جنگ رقم زده است. براساس همین منطق تاریخ است که برخی از گروهها به قدرت و منابع دست یافتند و بسیاری دیگر از گروهها و دسته های انسانی یا از گردونه مناسبات قدرت حذف شدند ویا در حاشیه این مناسبات رانده شدند. بلحاظ تئوریک نیز صلح منفی که وضعیت فقدان جنگ است زمانی بدست می اید که اطراف منازعه از امکان ناپذیری حذف طرف مقابل اطمینان پیدا کرده باشد. از انجا که صلح منفی از مسیر موازنه قدرت بدست میاید، در روابط بین الملل به ان صلح مسلح نیز گفته می شود. با حاکم شدن صلح منفی گام مهم و اساسی برای گذار از خشونت عریان به قانونمند برداشته می شود  که درآن انسان ها و گروههای اجتماعی به ناچار به زیست باهمی تن می دهند. در مرحله دوم با گسترش ارتباطات و گره خوردن منافع است که بتدریج از رویارویی و نزاع در مسیر زیست باهمی رانده می شوند. با پیمایش این مراحل است که دستیابی به صلح مثبت و پایدار که مبتنی بر پذیرش همدیگر است ممکن می گردد. در این وضعیت، تامین منافع انسان ها و گروههای اجتماعی نه از مسیر تقابل و حذف بلکه از رهگذر همکاری و تعامل حاصل می شود و تقابل … Read more

فروپاشی نظام صحی افغانستان و آسیب پذیری زنان

سخی بیراملی، پژوهشگر حوزهٔ صحت عامه * مقدمه نظام صحی افغانستان پس از سال ۲۰۰۲ میلادی، با وجود چالش‌های عمیق ساختاری، نا امنی های بجا مانده بعد از سه دهه جنگهای‌ داخلی که سبب از بین رفتن ساختارهای سکتور صحی شده بودند و محدودیت‌های بی نهایت زیاد اقتصادی، با حمایت و توجه گسترده جامعه جهانی در آن سال‌ها، توانست حد اقل دسترسی به خدمات اساسی صحی را برای بخش بزرگی از جمعیت افغانستان فراهم سازد. توسعهِ مراکز صحی ابتدایی، گسترش برنامه خدمات صحی اساسی (BPHS)، آموزش پرسونل صحی، به‌ ویژه قابله‌ها، و بهبود نسبی شاخص‌های صحتِ مادر و کودک؛ از جمله دستاوردهای مهم این دوره به‌شمار میرفت (WHO, 2020؛ World Bank, 2019). با این حال، پس از تحولات غافلگیر کنندهِ سیاسی سال ۲۰۲۱ و سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در آگست همان سال، نظام صحی کشور با یک فروپاشی چند بُعدی مواجه شد. محدودیت‌های گسترده بر آموزش و اشتغال زنان، کاهش جدی و یا حتی قطع کامل کمک‌های بین‌المللی برای سکتور صحت، ضعف قابل حس در مدیریت سکتور صحی و مهاجرت گسترده نیروی انسانی متخصص به بیرون از کشور، همه باعث شدند تا دسترسی مردم، به‌ ویژه زنان و اطفال در مناطق دوردست به خدمات اساسی صحی به‌ شدت کاهش یابد (UNICEF, 2022؛ UNDP, 2023). میتدولوژی و نحوه تهیه تحقیق  این مقاله که بخشی از یک تحقیق شصت‌ صفحه‌ِ که با نظارت دو متخصص بین المللی از دانشگاه بُن در آلمان و دانشگاه سازمان ملل متحد در کشور شاهی بلژیک به عنوان‌ تیزس کارشناسی ارشد در ماه سپتمبر همین سال پذیرفته شده، تهیه شده است که با رویکرد مقایسوی، وضعیت نظام صحی افغانستان و آسیب پذیری زنان در نتیجه آنرا در قبل و بعد از سال ۲۰۲۱ میلادی بررسی می‌کند. این تحقیق با مصاحبه های میدانی با متخصصین بین المللی مرتبط با سکتور صحت افغانستان در ژِنو، سویس، استانبول، ترکیه، بروکسل (کشور شاهی بلژیک) و بُن در آلمان، و همچنان از طریق سرویع آنلاین با دریافت بیست و سه پاسخ از داخل و بیرون از افغانستان در میان ماه های جنوری و سپتمبر سال ۲۰۲۵ تهیه گردیده است.  ۱- دسترسی زنان به خدمات صحی قبل و بعد از سال ۲۰۲۱ پیش از سال ۲۰۲۱، دسترسی زنان افغان به خدمات صحی، هرچند همچنان ناکافی، اما روندی رو به بهبود داشت. افزایش تعداد داکتران و قابله‌ های زن، توسعه مراکز صحی و حمایت های دوامدار نهادهای بین‌المللی سبب شده بود که میلیون‌ها زن به خدمات مراقبت‌ های قبل و بعد از ولادت، تنظیم خانواده و واکسیناسیون دسترسی پیدا کنند (WHO, 2019؛ World Bank, 2020). پس از آگست ۲۰۲۱، محدودیت بر کار داکتران زن، الزامِ داشتن محرم برای مراجعه به مراکز صحی و بسته شدن دانشگاه ها به‌ روی دختران، دسترسی زنان به خدمات صحی را به‌ طور چشمگیر کاهش داده است. در بسیاری از ولایات دور دست و نسبتاً محافظه‌ کار، از جمله ولایاتِ جوزجان، فاریاب، بامیان، قندهار، لوگر، غزنی و فراه، نبود پرسونل صحی زن باعث شده است که  بخش بزرگی از زنان افغان عملاً از خدمات صحی تا حد زیادی محروم گردند (UN Women, 2022؛ Amnesty International, 2023). ۲- مرگ‌ و میر نوزادان قبل و بعد از سال ۲۰۲۱ در دوره پیش از سال ۲۰۲۱، افغانستان با وجود داشتن یکی از بالاترین میزان‌ مرگ‌ و میر نوزادان در جهان، اما باز هم کاهش تدریجی این شاخص را تجربه می‌کرد. بهبود خدمات ولادی، افزایش قابله‌ های آموزش‌ دیده در مناطق روستایی و گسترش واکسیناسیون اطفال از عوامل اصلی این روند کاهشی بودند (UNICEF, 2019؛ WHO, 2020). با این حال، پس از سال ۲۰۲۱، بسته شدن مراکز صحی، کمبود دواهای با کیفیت، کاهش خدمات صحی ویژه مادر و کودک و افزایش فقر گسترده و سوء تغذیه اطفال، سبب شده است که مرگ ‌و میر نوزادان دوباره روند افزایشی به خود بگیرد. نبود یا کمبود برنامه‌ های آموزشی کافی صحی برای خانواده‌ها نیز از عوامل تشدید کننده این بحران محسوب می‌شود (UNICEF, 2022؛ Save the Children, 2023). ۳- وضعیت نیروی  بشری سکتور صحت‌ حتی پیش از سال ۲۰۲۱، افغانستان با کمبود شدید نیروی بشری و متخصص صحی مواجه بود؛ با این حال، برنامه‌های آموزشی و حمایت مالی بین‌المللی باعث شده بودند که تعداد داکتران، نرس‌ها و قابله‌ها به‌تدریج افزایش یابند، هرچند این ارقام تا آخرین روزهای دوره جمهوریت همچنان پایین‌تر از معیارهای پذیرفته‌شدهٔ جهانی باقی مانده بود (WHO, 2018؛ World Bank, 2020). پس از سال ۲۰۲۱، خروج گسترده داکتران (زن و مرد) از کشور، ممنوعیت آموزش زنان و محدودیت‌ های کاری آنان، منجر به کاهش شدید پرسونل صحی فعال شده است. این وضعیت در ولایات دور دست در مواردی حتی باعث تعطیلی کامل برخی مراکز صحی گردیده است (UNDP, 2023؛ WHO, 2022).  یکی از شاخصه های که می‌توان با آن کیفیت صحت یک کشور را سنجید، تعداد پرسونل صحی تقسیم بر ده یا صد هزار نفر نفوس آن می‌باشد. با وجودیکه سازمان جهانی صحت یا (WHO) یک عدد مشخصِ جهانی ثابت برای تعداد پرسونل صحی در هر ۱۰ هزار نفر به‌ عنوان استاندارد قطعی توصیه نمی‌کند، زیرا این عدد بستگی به شرایط هر کشور، نیازهای سلامت ‌و صحت، ترکیب مهارت‌ها و عدالت (مساوات) در دسترسی به خدمات بسیار متفاوت از همدیگر است و به‌ طور رسمی برای برنامه‌ ریزی ملی توصیه نمی‌شود، اما با این وجود، این‌ سازمان حداقل ۲۳۰ پرسونل صحی کلیدی در هر ۱۰۰ هزار نفر را برای ارایه خدمات اساسی و دستیابی به اهداف پایدار سال ۲۰۳۰ (SDGs) ضروری می‌داند. این در حالیست ‌که افغانستان حتی‌ پیش از سال ۲۰۲۱ نیز حدود چهار الی پنج داکتر در هر صد هزار نفر داشت و پس از سال ۲۰۲۱ در برخی ولایات این رقم به کمتر از ۲ داکتر در هر صد هزار نفر کاهش یافته است، که چندین برابر پایین‌تر از معیار های جهانی است (WHO, 2022). ۴- مرگ‌ومیر مادران قبل و بعد از سال ۲۰۲۱ افغانستان پیش از سال ۲۰۲۱ نیز یکی از بالاترین میزان‌ مرگ‌ و‌‌ میر مادران در جهان را داشت، اما با وجود این، روند کلی به‌سوی بهبود نسبی در حرکت بود. افزایش ولادت‌های تحت نظر قابله‌های ماهر و دسترسی نسبی به خدمات اضطراری ولادی در این کاهش نقش مهمی داشتند (WHO, 2019؛ UNFPA, 2020). پس از سال ۲۰۲۱، محدودیت بر کار داکتران زن، کاهش خدمات ولادی و افزایش ولادت‌های خانگی غیر مصون، خطر مرگ … Read more

امضای تفاهم نامه همکاری با موسسه صلح و  عدالت افغانستان

انستیتوت باختر، به عنوان یک  نهاد مستقل و تخصصی، برای رسیدن به یک افغانستانِ  خودکفا، مرفه و عاری از هر گونه تبعیض جنسیتی، قومی، زبانی و مذهبی، که با خود، منطقه و جامعه جهانی در صلح به سر برده ومظهر ارزشهای دموکراتیک و مدنی باشد؛ و یک جامعه دیاسپورای افغان که در زمینه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی درآلمان و اروپا فعال و موثر باشد، اخیراً فعالیت هایش را از شهر برلین، در جمهوری فدرال آلمان آغاز کرده است. این نهاد، با تمرکز روی موضوعات تحقیق, آموزش, و مشارکت شهروندی در مسائل مرتبط با افغانستان وجامعه دیاسپورای افغان به نشر و تولید دانش و ارتقاء آگاهی می پردازد.  برای دستیابی  به  این اهداف و  گسترش دامنه های همکاری اش در داخل کشور، انستیتوت باختر به تاریخ  01.09.22  تفاهم نامه همکاری را با موسسه صلح و  عدالت افغانستان امضا  نموده است.  بر اساس مفاد این تفاهم‌نامه، انستیتوت باختر  و مؤسسه صلح و عدالت افغانستان، در زمینه‌های مختلف به منظور ارتقاء ظرفیت، تحقیق، آگاهی عامه، توانمند سازی، صلح و حل منازعه و سهم‌گیری در انکشاف جامعه از طریق برگزاری کورس‌ها، سمینارها و همایش‌ها (حضوری و مجازی) همکاری‌های مشترک خواهند داشت. هم‌چنان این تفاهم‌نامه، زمینه همکاری میان این دو نهاد را در عرصه‌های آموزشی و پژوهشی فراهم میکند. موسسه صلح  و عدالت افغانستان،  به  عنوان  یک نهاد  فعال در کشور،  در زمینه های ترویج حقوق بشر، صلح  و عدالت در افغانستانی عاری از جنگ که مبتنی بر قانونمندی و ارزشهای مردمسالاری باشد، فعالیت میکند. بر اساس این تفاهمنامه، هر دو نهاد،  برای یکسال آینده؛ در زمینه  های آموزش، تحقیق، فعالیتهای صلح خواهی  و  سایر بخشهایی  که طرفین توانایی و علاقه  داشته  باشند، بصورت مشترک فعالیت خواهند کرد.  انستیتوت باختر، ضمن سپاس از موسسه  همکار برای امضای این تفاهمنامه، خواهان موفقیتهای مزید همکاران تازه  در کابل و  سایر مناطق جهان میباشد. انستیتوت باختر  دفتر رسانه ها و ارتباطات  01.09.22  –  برلین – جمهوری فدرال آلمان 

امضای تفاهم نامه همکاری با موسسه ترقی و بازسازی افغانستان

به تاریخ   2022/8/15  تفاهمنامه ای میان انستیتوت باختر و موسسه ترقی و بازسازی افغانستان امضاء شد. این تفاهمنامه طی نشستی که به صورت آنلاین برگزار شد، از طرف دکتور “مصطفی ناصری” رئیس انستیتوت تحقیقاتی و تحصیلی باختر و آقای “احسان الله حکمت” رئیس موسسه ترقی و بازسازی افغانستان به  امضا رسید.  هدف از امضای این تفاهمنامه: ایجاد همکاری های مشترک در زمینۀ شناسایی فرصت ها و آماده نمودن منابع برای پروژه هایی؛ مانند: تحصیلات، پژوهش، هماهنگی و اجراآت در زمینه هایی که هر دو طرف مطابق شرایط و نیازهای جامعۀ ما پیشنهاد و توافق نمایند، عنوان شد.   موسسه ترقی و بازسازی افغانستان یک سازمان غیرانتفاعی، غیردولتی، انکشافی و غیرسیاسی است که تجارب زیادی در زمینۀ آموزش، ایجاد فرصت های آموزشی، توانمند سازی زنان، صلح و آشتی، کمک های بشردوستانه، دموکراسی، حاکمیت قانون، حکومت داری خوب و توسعۀ متوازن در داخل کشور تجربه دارد و با انستیتوت باختر که بر تحقیق، پژوهش، آموزش و تولید دانش و توسعۀ روابط اجتماعی و سیاسی مردم در افغانستان و مهاجران افغان در آلمان و اتحادیۀ اروپا تمرکز دارد، فعالیت هایشان را به زودی شروع خواهند کرد.  رؤسای مشترک هر دو سازمان ابراز امیدواری نمودند تا بتوانند در آینده با عزم و اراده ای راسخ همکاری های همه جانبه و مشترکی را جهت رسیدن به خدمات بیشتر در زمینۀ تحصیل، تحقیق، پژوهش، ظرفیت سازی و توانمندی به مردم در افغانستان و مهاجران در اتحادیۀ اروپا به خصوص – زنان و دختران و جوانان – ارائه نمایند.  لازم به یادآوری است، این تفاهمنامه به مدت یک سال میان دو سازمان امضاء شد و در صورت توافق مدت زمان تفاهمنامه تمدید خواهد شد.  انستیتوت باختر  دفتر رسانه ها و ارتباطات  28.08.22  –  برلین – جمهوری فدرال آلمان